حسین ماوریک:شکارچى ناوچه های اوزا ی عراق

حسین ماوریک: چاپ ارسال به دوست
 
درسال 1328 در روستای "بصل کوه" شهرستان رامسر، در خانواده "خلعتبری مکرم" پسری به دنیا آمد که نام او را حسین گذاشتند و به راستی این نام برازنده او بود. کسی که بعدها در بین بعثیون به "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزای عراقی معروف شده بود و برای خود او یا پیکرش، جایزه تعیین کرده بودند. شخصی که مهارت او در خلبانی و شلیک موشک ماوریک (نوعی موشک هوا به سطح) در نیروی هوایی شهره بود.
حسین دوران کودکی و جوانی را در رامسر سپری نمود و بعد از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد.
پس از گذراندن دوران سربازی، در سال 1351 به دلیل علاقه وافری که به فن خلبانی داشت وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و بعد از گذراندن دوره مقدماتی، پرواز جهت طی نمودن دوره پیشرفته به کشور آمریکا اعزام شد.
قبل از سفر به آمریکا، حسین خلعتبری به دیدار خانواده می شتابد و به مادرش وکالت می دهد که:
"مادر تمام حقوق ماهیانه‌ام را براى رفع مشکلات نیازمندان هزینه کن"
در کشور آمریکا حسین ابتدا دوره خود را در دانشگاه شپارد آغاز کرد و سپس به دانشگاه تگزاس منتقل شد.
استعداد خیره کننده او در یاد گیری و درپی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را تمامی اساتید به عنوان یک دانشجوی برجسته بر زبان آورند.
در همین حین حسین به خاطر مهارت خاصی که درخلبانی داشت، دوره شلیک موشک ماوریک که یک موشک هوا به سطح است و به وسیله آن می توان انواع شناورها را هدف قرار داد، را با موفقیت طی کند.
سرانجام دوره خلبانی حسین پایان می یابد و او با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف 4 به ایران باز می گردد و در پایگاه ششم شکاری بوشهر با درجه ستواندومی مشغول به خدمت می شود
Image
با شروع جنگ، ببر مازنداران به دشمن می تازد
در 31 شهریور ماه سال 1359 کشور بعثی عراق با تهاجمی همه جانبه به ایران حمله می کند. نیروی هوایی عراق در اولین ساعات بعدازظهر همین روز 10 مرکز مهم نظامی از جمله پایگاه های هوایی ایران را به شدت بمباران می کند و در خیال خود این گونه می پندارد که نیروی هوایی ایران را به طور کامل از بین برده است.

ادامه نوشته

جنگ افزارهاي شيميايي در جنگ تحميلي

طي سندي كه به وسيله ايران به كنفرانس خلع سلاح سازمان ملل ارائه شد تعداد حملات شيميايي عراق از ژانويه ۱۹۸۱ تا مارس ،۱۹۸۸ ۲۴۲مورد حمله با حدود ۴۴۰۰۰قرباني ذكرشده كه هنوز هم با گذشت هيجده سال از پايان جنگ، افزون بر مرگ مصدومين شيميايي سال هاي جنگ، با حدود ۷۰هزار جانباز شيميايي مواجه هستيم كه بيشتر آنها با عامل خردل مصدوم شده اند.


به كارگيري سلاح هاي شيميايي ازجانب عراق به عنوان سلاحي راهبردي از آغاز تا پايان جنگ عليه ايران ادامه يافت. دولت عراق درپي شكست هايي كه درخوزستان و مناطق مرزي سرپل ذهاب وقصرشيرين كردستان متحمل شد؛ بارها ازعوامل شيميايي عليه سربازان ايراني و همچنين مردم غيرنظامي استفاده نمود.
نمونه هاي آشكار و پرتلفات كاربرد عوامل شيميايي درجبهه هاي جنگ از جانب عراقي ها در بازپس گيري جزاير استراتژيك مجنون و نيزكاربرد گسترده و پرحجم سلاح هاي شيميايي و بازپس گيري مناطق عملياتي فاو درسال 1367 انجام گرفت. درمنطقه جزاير مجنون عراقي ها عامل اعصاب تابون (Tabun) رابراي نخستين بار در تاريخ جنگ هاي شيميايي به كار بردند و ايران طي گزارشي اعلام داشت كه نزديك به ۱۷۰۰نفر براثر تك شيميايي دراين جزاير كشته و مجروح شدند.

ادامه نوشته

تاریخچه بهره گیری از جنگ­افزارهای شیمیایی

جنگ افزارهای شیمیایی و به کارگیری این مواد به صورتهای گاز، مایع و یا جامد در میدانهای جنگ و یا بیرون از مناطق چون زهر بر روی انسان اثر می گذارند. این جنگ­افزارها علاوه بر انسان بر روی دیگر موجودات زنده و گیاهان آن نواحی نیز، آثار مرگباری دارند. دگرگونیهای حاصل از کاریرد جنگ­افزارهای شیمیایی در جهان موجب شد که در سال 1925 در کنفرانس ژنو با تصویب پروتکل ژنو به کارگیری هرگونه گازهای زهردار و خفه کننده و سایر گازهایی مانند این گازها و یا حتی به صورت مایع را منع کنند. این پیمان نامه در تاریخ مزبور به امضای بیش از 140 نماینده از کشورهای سراسر جهان رسیده است.

 بهره گیری از گازهای سمی و کاربرد آنها در جنگ، در دوره­ های پیشین نیز متداول بوده است اما استفاده از آنها به صورت رایج در جهان از جنگ اول جهانی آغاز شده است. طرفین درگیر در جنگ به صورت انفرادی در جنگ­افزارهایی چون توپخانه و یا در گلوله های دیگر آنها را به کار می گرفتند.

در سال 1914 ارتش آلمان با استفاده از ماده کلرین «جسم بسیط سمی که در نمک یافت می شود Chlorine» که آن را در هزاران وسیله استوانه ای شکل جای داده بود، در حمله ای که به طور گسترده در منطقه ای به وسعت 6 کیلومتر در جبهه یپرس در 22 آوریل 1915 انجام داد از سلاح شیمیایی استفاده کرد و اهمیت فاجعه را به نحو روشنتری نشان داد. از آن به بعد طرفین از این گاز استفاده می کردند و در نتیجه بتدریج استفاده از ماسکهای ضد گاز در این جنگها متداول شد. از سوی دیگر نیز برای وارد آوردن تلفات بیشتر از گازهایی با درجه سمی بیشتر استفاده نمودند که از آن جمله گازهای فوس جین «گاز بی رنگ سمی به فرمول COCL2» و دیگر گازهای شیمیایی بود که می توانستند به پوست و چشم آسیب شدید برسانند و بویژه استفاده از گاز خردل «Mustar dgas» که آثار بسیار زیانباری را به همراه داشت، بسیار متداول شد.

در خطوط پدافندی با استفاده از ماسکهای ضد گاز و لباسهای مخصوص و با وضع آیین نامه های حفاظتی در برابر گازها تا اندازه ای توانستند آثار شدید آنها را کاهش دهند، ولی بنا به آمارهای موجود تنها در جنگ اول جهانی بیش از 100000 تن از انواع گازهای گوناگون به وسیله طرفین درگیر در جنگ مورد استفاده قرار گرفته و این نوع جنگ­افزار به عنوان بزرگترین و مخربترین سلاح برای خطوط پدافندی به شمار می آمد. در طول جنگ دوم جهانی استفاده از جنگ­افزارهای شیمیایی به صورت انبوه از سوی نیروهای طرفین درگیر در جنگ به سه دلیل زیر در طرحهای ستادی و عملیاتی گنجانیده نشده بود:

اول - نظامیان طرفین بر این باور بودند که استفاده از سلاحهای شیمیایی آثار چندان قابل توجهی چون جنگ­افزارهای معمولی نخواهد داشت.

دوم - آثار این جنگ­افزارها در محیط های انسانی غیر نظامی بیشتر است.

سوم - فرماندهان نظامی بیزاری خود را از به کارگیری این گونه سلاحها به اطلاع همگان می رساندند و از طرفی پروتکل ژنو نیز مخالف استفاده از این گونه جنگ­افزارها بود.

ولی استفاده از جنگ­افزارهای شیمیایی پس از جنگ دوم جهانی به بیش از 200 مورد می رسد.

برای مثال در یمن 1966- 1967 و در جنگ عراق و ایران 1984 - 1988 از جنگ­افزارهای شیمیایی استفاده شده است.

کاربرد مواد شیمیایی در جنگ­افزارها

به کارگیری مواد شیمیایی در جنگ­افزارها که به صورت ارگانوفسفرس «مواد شیمیایی آفت کش فلج کننده سلسله اعصاب» است به طور کلی ارگانیسم مغز و اعصاب را کاملاً بر هم می زند. آلمانی ها در جنگ دوم جهانی در جنگ­افزارهای شیمیایی از مواد حشره کش استفاده می کردند، این مواد شیمیایی برای سلامتی انسان بسیار زیانبار و زهرآگینند.

نخستین عضوی که در معرض آسیب جدی قرار دارد برانشها هستند که به محض تنفس این مواد کار آنها مختل و مخاط درونی آنها و نایژه ها در معرض خطر قرار می گیرند، دومین عضو در بخش بینایی است که زیان می بیند و دید تیره و تار می شود. از زیانهای دیگر آن عدم کنترل بدن همراه با قی و استفراغ و بالاخره تشنج و فلج شدن همیشگی است.

در برخی از مواقع موجب به هم خوردن سیستم تنفسی و ایجاد خفگی شده و به دنبال آن مرگ حتمی است. این رویدادها در مدت چند دقیقه رخ می دهد که همگی از دگرگونیهای عمده در سیستم کار مغز و اعصاب نشان دارد و می توان به آثار و علائم آنها بر روی پوست نیز بروشنی پی برد.

مواد شیمیایی به کار گرفته شده در جنگ­افزارهای شیمیایی ایالات متحده واکنشهایی را با انباشتن بر روی سلولهای دفاعی بدن و ذخیره شدن در بلوک هایی از جمله در بخش مغز و اعصاب انجام می دهند که موجب کاهش و از بین رفتن توانایی رزمی افراد می گردد. برای مثال کاربرد وی ایکس «ماده گازی سمی vx» که مواد شیمیایی گازی است که این حالت را دارد و یا جنگ­افزارهای شیمیایی اتحاد جماهیر شوروی سابق با استفاده از وی ایکس و ماده سومن «این ماده ضد کولین استراز، سمی است و تمامی استرازهای موجود بدن را در بافتها از بین می برد Soman» به بخشهای مغز و اعصاب آسیب و زیان کلی می رسانند و سیستم آن را از بین می برند.

مواد شیمیایی گفته شده در بالا با انجام واکنشهای بسیار تند تمام مایعات موجود در سیستم عصبی را تبخیر کرده و به عنوان عامل بازدارنده اتیل کولین استراز در سلولهای عصبی عمل می کند و با انباشت در آنها سیستم را فلج می کند. بدین ترتیب که اتیل کولین در سیستم عصبی موجب ارسال پیام می شود و آنزیم اتیل کولین استراز موجب حذف پیام می گردد اما با تاثیر مواد فوق آنزیم اتیل کولین استراز انباشته می شود و بدن را فلج می کند. وی ایکس ماده فراری است که در مرحله نخست برخورد محیط اطراف را زهر آگین و فاسد کرده و دستگاه تنفسی را با خطر رو به رو می کند. سومن از جمله مواد فراری است که واکنشهای بین سارین و وی ایکس را انجام می دهد. با توجه به چگونگی سیستم عصبی انسان، کشورهای یاد شده گاز خردل و گاز سی اس «C S» را که سوزش آور است به وسیله نیروهای پلیس مورد استفاده قرار می دهند. این گونه مواد شیمیایی را در جنگ­افزارها نیز به کار برده اند.

روسیه علاوه بر اینها از گاز سمی لوی سیت «نوعی گاز سمی که از ترکیب استیلن و ارسنیک تری کلراید به دست می آید Lewisite» که یک گاز تاول زاست نیز استفاده کرده است.

از سال 1987 در ارتش ایالات متحده با ابداع روش نوینی از دو نوع ماده شیمیایی به نسبت ترکیبی خاصی در گلوله هایی که به وسیله توپخانه تیراندازی می شوند، استفاده می کنند. یکی از این دو ماده به صورت پیشرو با مواد غیر سمی و دیگری دارای مواد شیمیایی سارین است. این مواد در درون گلوله به صورت کانستری آماده برای واکنش ترکیبی قرار داده می شوند و پس از اجرای تیراندازی گلوله، دو ماده شیمیایی با یکدیگر ترکیب شده و واکنش شیمیایی برای تشکیل گاز سمی آغاز می گردد. ممکن است کانسترها به صورت ذخیره کننده و جدا کننده عمل کنند.

این نوع گلوله ها بایستی در انبارهای مهمات و تدارکات جنگی در محل امنی نگهداری شوند و یا ممکن است آنها را در پایگاههای نظامی در امنیت کامل انبار کنند. برای اینکه بتوان از این نوع گلوله ها بموقع استفاده کرد بایستی آنها را طوری ذخیره و انبار کنند که ضمن امنیت کامل قابل دسترس پایگاه و یا آماده حمل و نقل فوری باشند. معمولاً این گلوله های دو گانه را با دیگر گلوله های مواد شیمیایی درخواست می کنند. مقدار و چگونگی استفاده از گلوله های شیمیایی در اجرای ماموریت برای ایجاد حداکثر تاثیر در گستره زیاد بر روی هدف به وضع هوا بستگی دارد.

مقدار مواد شیمیایی درون گلوله شیمیایی (برای نمونه سارین) که بتوان حداکثر بهره گیری از آن را در یک فضای باز 2/5 کیلومتر مربعی (تقریباً 1 مایل مربع) به عمل آورد، در حدود 0/3 - 10 تن مواد شیمیایی است که می تواند فضای مورد بحث را کاملاً آلوده کند و برای به کار بردن یک چنین حجمی از مواد شیمیایی با توپخانه 155 میلیمتری در حدود 100 - 3000 گلوله نیاز است. امروزه گروهی بر این پندارند که سربازان در برابر جنگ­افزارهای شیمیایی به وسایل و تجهیزاتی مجهزند که در برابر آسیبها و زیانهای وارده نسبت به جنگ­افزارهای عادی و متعارفی کمتر زیان می بینند.

پدافند در برابر جنگ­افزارهای شیمیایی

یکی از مهمترین وظایف در خطوط پدافندی حفاظت افراد و تجهیزات مستقر در خط در برابر حملات با جنگ­افزارهای شیمیایی است، بویژه این کار بایستی در برابر پرتوهای حاصل از این مواد نیز انجام شود. برای این منظور می بایست سربازان و یگانهای عمل کننده با ماسک و لباسهای ویژه و با جنگ­افزارها و وسایلی مجهز شوند که از تحرک و قابلیت انعطاف لازم برخوردار باشند و یا از روپوشهای بسیار محکمی استفاده کنند. ماسک ها و لباسهایی که به صورت روپوش پوشیده می شوند دارای فیلترهای محتوی زغال اکتیو و لایه ای از آن هستند که مواد شیمیایی و میکروبی را در بین خود به دام می اندازند و می تواند رطوبت را جذب کند. برای جذب رطوبت از کاغذهای ویژه ای نیز می توان استفاده کرد و اینک از سایر مواد نیز استفاده می شود. ابداع یک نوع فیلتر ویژه از تمرکز و تاثیر مواد شیمیایی و بیولوژیکی و نیز از انجام واکنشهای شیمیایی می توان به مقدار زیادی جلوگیری کرد. در این راستا با بهره گیری از یک پدیده شیمیایی توانسته اند از آثار گازها به حد قابل توجهی بکاهند. افراد یگانها به محض آگهی از به کارگیری مواد شیمیایی توسط دشمن می بایست در کمتر از 10 ثانیه ماسک های حفاظتی را به صورت بزنند و سپس لباس حفاظتی را به تن کنند.

با این لباس و وسایل حفاظتی در برابر مواد شیمیایی می توان مقاومت کرد، استراحت کرد یا خوابید. لباسها و تن پوشهایی که امروزه به وسیله کارخانجات تولید می شوند، طوری طراحی شده و از پودر زغال و سایر مواد جذب کننده کربنی در آن استفاده شده است، که بسیار راحت و تقریباً مثل جامه خود انسان است.

یک لباس کامل یک تکه ویژه حفاظتی دارای وزنی در حدود 2 کیلوگرم بوده و در آن می توان براحتی و به طور طبیعی تنفس کرد و در انواع جدید آن جریان عادی رطوبتی و عرق بدن هم دفع می شود. در شرایط آب و هوای گرم بایستی از اجرای کارهای تقریباً سنگین با این گونه لباسها خودداری کرد و می بایست از قرار گرفتن در تاثیر مستقیم گرما جداً خودداری کرده و حتی الامکان استراحت کرد. می توان با سبک کردن وسایل اضافی قسمتی از ژاکت حفاظتی را نیز باز کرد.

در کشورهای عضو اتحادیه اروپایی برای یگانهای نظامی تمرینات گوناگونی به طور روزمره با لباسهای حفاظتی انجام می گیرد. برای پدافند در برابر عملیات شیمیایی از ابزارهای یابنده و سیستمهای هشدار دهنده بسیار حساس استفاده می کنند. برای جلوگیری از زیانهای وارده به سیستم مغز و اعصاب و نیز مصون ماندن بدن از تاول زدن بایستی دستورات پیشگیری را به مورد اجرا گذاشت و از داروهایی که حاوی پاد زهرند استفاده کرد. برای از بین بردن آلودگی محیط، مناطق و تاسیسات آن مناطق را بایستی به وسیله مواد مخصوص ضد آلودگی پالایش کرد.

تذکر مهم: برای جلوگیری از موثر بودن مواد و جنگ­افزارهای شیمیایی بایستی نیروها را از پیش آماده کرد و برای درگیری در رزم با پوششهای حفاظتی و لوازم و تجهیزات مربوط ضمن انجام احتیاطات تامینی و بررسی و محاسبات لازم آنان را در مسیر رخدادهای عملیاتی قرار داده و هدایت کرد.

جنگ­افزارهای بیولوژیک

در جنگهای بیولوژیک جنگ­افزارها را با میکروبهای امراض واگیر عفونی یا برخی از ویروسها و باکتریها و همچنین از زهر قارچها انباشته و ضد انسانها به کار می گیرند. در نتیجه استفاده از این جنگ­افزارها با انتشار میکروبها به بروز بیماریهای گوناگون عفونی در انسانها و حیوانات و گیاهان منجر می شوند.

از سال 1972 بنا به پیمان نامه کنوانسیون جنگ­افزارهای بیولوژیکی Biological Weapons Convention سازمان ملل متحد که به امضای بیش از 100 نفر از نمایندگان کشورهای مستقل جهان و پنج عضو همیشگی سازمان ملل متحد رسیده است، تولید، گسترش، انبار کردن و به کارگیری هرگونه جنگ­افزارهای بیولوژیکی به هر نحوی از انحا ممنوع اعلام شده است. گرچه امروزه برخی از کشورهای جهان درون بعضی جنگ­افزارهای معمولی نیز از برخی مواد زهرآگین و خطرناک استفاده می کنند، به کارگیری هرگونه جنگ­افزارهای شیمیایی و بیولوژیکی برخلاف مواد پیمان نامه 1925 ژنو است.

در سالهای 1969 و 1970 طی بیانیه هایی که از سوی مشاور عالی رئیس جمهور ایالات متحده امریکا اعلام شد در مورد ویرانگریهای جنگ­افزارهای بیولوژیکی تنها کشور امریکا با انتشار آمارهای رسمی که در اختیار همگان قرار داد از چگونگی و فرمول ساخت و به کارگیری این نوع سلاحهای خطرناک که به صورت پودر، جامد یا مایع و آبکی با استفاده از انواع میکروبهایی چون Tularemia تولارمی، تب کیو «تب کیو که موجب ذات الریه می شودQ fever» و یا انسی فالیتیس Ence Phalitis از نوع ونزوئلایی آن تهیه می شد خبر داد. این نوع میکروب در انسان  و حتی در حیوانات س مدار موجب آماس و تورم مخ می گردد. در این نوع جنگ­افزارها حتی با استفاده از آفات نباتی چون زنگ برنج و زنگ ساقه های گندم ویرانگریهای کشاورزی نیز موجب می گردند.

علاوه بر اینها با استفاده از زهرهای گوناگونی چون زهرهایی که از پوست ماهیان Paralytic Shellfish Poison گرفته می شود و ماده بسیار قوی فلج کننده اعصاب و تشنج زا هستند جنگ­افزارهایی ساخته شده است. جنگ­افزارهای بیولوژیکی را از راه هوا به وسیله ابرها نیز می توان پخش کرد و آنها نیز به بروز امراض گوناگونی چون بیماریهای تب زا منجر می شوند که می توانند به کشتار گروهی انسانها در یک ناحیه گسترده بینجامد و یا حداقل بازدارندگی نیروی کار آنان را سبب گردد.

 

جنگ نفتكش ها

جنگ نفتكش ها چشم انداز جديدى را به وجود آورد كه بيانگر تشديد درگيرى و مقدمه جنگ دريايى بود. بعد از آغاز جنگ در سال ۱۳۵۹ جنگ نفتكش ها با ساختار كلى جنگ در خليج فارس چنان در آميخته بود كه تفكيك جنگ دريايى از روند كلى جنگ غير ممكن بود.
براى نخستين بار عراق به ترمينال نفتى ايران در جزيره خارك در ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۰ ميلادى (۲ مهر ۱۳۵۹) حمله كرد و بيست روز بعد تعدادى از مخازن سوخت را در تهران مورد حمله قرار داد و قبل از آن نيز ۱۵۰ مخزن ذخيره نفت را در آبادان به آتش كشيد. حمله به ميدان نفتى نوروز كه يكى از ۳ ميدان نفتى مهرگان و نزديكترين حوزه نفتى فلات قاره ايران به جبهه جنگ بود؛ نيز مورد اصابت موشك هاى دشمن واقع شد كه بر اثر تخريب لوله اصلى و نابودى كامل سكو باعث نشت روزانه ۲ تا ۲ هزار و پانصد بشكه نفت به آبهاى خليج فارس شد. تهاجمات عراق به  سكوهاى نفتى، توليد پالايشگاه هاى آبادان، تهران، شيراز و كرمانشاه را به كمتراز نصف تقليل داد. در عين حال، آنچه «جنگ نفتكش ها» ناميده شد تأثير ويژه اى بر آغاز جنگ در خليج فارس  داشت.
تمايل عراق به گسترش جنگ با حمله به اهداف استراتژيك ايران در جزيره خارك و كشتى هاى در حال بارگيرى يا تردد به اين جزيره، نمايان شد.
جنگ نفتكش ها  با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع و در تعيين نتيجه نهايى جنگ ايران و عراق به عاملى تحريك كننده تبديل شد. بدين صورت كه پس از ناكامى نخست عراق در حمله به خارك در سال هاى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ دور جديدى از حملات عراق از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و آنچه مورد نظر عراق بود در واقع در سال ۱۳۶۵ تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفتكش ها در سال ۱۳۶۶ آشكار گرديد و جنگ براثر گسترش و تشديد آن با مداخله قدرت هاى بزرگ در سال ۱۳۶۷ به پايان رسيد. تا پايان سال ۶۲ همه تلاش هاى عراق بر اين  موضوع متمركز بود كه كارايى جزيره خارك را براى صدور نفت ايران مختل كند، ولى تعد د نقاط بارگيرى كه براى ۶‎/۵ ميليون بشكه در روز طراحى شده بود - و تأسيسات محافظت شده، به ايران اجازه مى داد از هدر رفتن نفت جلوگيرى كند و بلافاصله از يك نقطه بارگيرى به نقطه ديگر روى آورد. نقاط بارگيرى مورد اصابت قرار گرفته نيز نسبتاً به راحتى تعمير مى شدند و اين امر تلاش عراق را براى وارد آوردن آسيب بعدى براى اخلال يا توقف كامل صادرات نفت ايران با شكست همراه كرد. اما از سال ۱۳۶۳ به بعد تحولى در وضعيت منطقه ايجاد شد؛ زيرا عراقى ها براى قطع صادرات نفت ايران حوزه عملياتى را تا منطقه شمال قطر گسترش دادند و به صورت آشكار از دولت فرانسه هواپيماى «سوپر اتاندارد» و موشك هاى « اگزوست» دريافت كردند تا توان دريايى خود را افزايش دهند. پيش از اين، عراقى ها با موشك هاى ساحل به دريا يا با هواپيما و هلى كوپتر هاى معمولى به اهداف دريايى حمله مى كردند، اگر چه اين حملات دقيق نبود، اما عراقى ها با گرفتن موشك هاى ضد كشتى اگزوست، كه قيمت هر يك از آنها بيش از يك ميليون دلار بود، فعاليت گسترده اى را آغاز كردند و در مجموع تا پايان جنگ از يكهزار و ۲۰۰ فروند موشك اگزوست استفاده كردند.
عراق براى تحقق اهداف خود در حمله به تأسيسات نفتى و نفتكش هاى ايران، به سلاح هاى جديد و گسترش عمليات هوايى نياز داشت. به اين منظور، طارق عزيز در پايان سال ۱۳۶۲ تقاضاى خريد پنج فروند هواپيماى «سوپر اتاندارد»، مجهز به موشك هاى «اگزوست» را تسليم پاريس كرد. فرانسه اجازه داد خلبانان عراقى به طور محرمانه در يك پايگاه هوايى فرانسه در حوالى شهر «برست» آموزش ببينند. هواپيماى سوپر اتاندارد كه على رغم اعتراض هاى ايران به عراق تحويل داده شد، نيروى هوايى عراق را متحول كرد. به نوشته يكى از نشريه هاى آمريكايى، به نقل از منبع خود در وزارت دفاع فرانسه، حتى خلبانان فرانسوى نيروهاى عراقى را در جنگ نفتكش ها يارى دادند.
مرحله جديد حملات عراق در سال هاى ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ متعاقب روابط جديد عراق با آمريكا آغاز شد و در نتيجه عراق سطح استراتژى حمله به اهداف مهم خود را ارتقا داد. در اين مرحله، تجهيزات ارسالى به عراق از نظر حجم و كيفيت تغييرات اساسى كرد. فرانسه به درخواست هاى جديد عراق براى دريافت ۲۴ فروند ميراژ پاسخ مثبت داد. تحويل هواپيماهاى ميراژ اف-۱ توانايى نيروى هوايى عراق را براى هدف قرار دادن خطوط حمل و نقل دريايى و بويژه خطوط نفتى ايران افزايش داد و همين امر باعث شد تا براى نخستين بار اين هواپيماها به پالايشگاه اصفهان حمله و آن را بمباران كردند.
عراقى ها همچنين پالايشگاه نفت تبريز را در مرداد ۱۳۶۵ بمباران كردند. حملات عراق به جزيره لارك و سيرى در تابستان سال ۱۳۶۵ بيان كننده تحول اساسى در حملات هوايى عراق و استفاده از روش سوختگيرى در آسمان براى حمله به اهداف در عمق خاك ايران بود.
در جنگ نفتكش ها در حالى كه در ۳ سال اول جنگ فقط به ۴۸ كشتى بازرگانى حمله شده بود، در سال ۱۳۶۳ به ۷۱ كشتى بازرگانى حمله شد و در سال هاى ۶۴ و ۶۵ در مجموع بيش از ۱۲۰ هدف مورد حمله قرار گرفت.همچنين تلفات انسانى ناشى از اين حملات در سال هاى ۶۳ تا ۶۵ به ۱۷۸ نفر رسيد.
عراق با حمله به نفتكش ها و تأسيسات نفتى، موجب كاهش صادرات ايران شد.
ايران در سال ۱۳۶۳ به ميزان ۱‎/۳۶ ميليون بشكه، سال ۶۴ به ميزان ۱‎/۸ ميليون بشكه و در سال ۶۵ به ميزان ۱‎/۵ ميليون بشكه نفت در روز صادر كرد. در آمد نفتى ايران ۱۰‎/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۳ و ۱۲‎/۵۹ ميليارد دلار در سال ۶۴ و ۶‎/۸۱ ميليارد دلار در سال ۶۵ بود.
در سال ۱۳۶۵ علاوه بر كاهش صدور نفت ايران، به دليل كاهش قيمت نفت عملاً درآمد نفتى ايران، به كمترين ميزان در سال هاى جنگ رسيد. در نتيجه، ايران علاوه بر تحمل هزينه هاى بسيار، مجبور شد در قيمت نفت تخفيف هاى زيادى بدهد تا با امكان ادامه فروش ، همچنان از درآمدهاى نفتى برخوردار شود.
مقابله به مثل در جنگ نفتكش ها
سياست ايران درباره مردم عراق و تفكيك مردم از حكومت بعث و همچنين نقش تاريخى ثبات بخشى ايران در خليج فارس و نياز به امنيت در منطقه براى صدور نفت، موجب شد تا ابتدا در برابر حملات عراق به نفتكش ها و شهرها هيچ واكنشى نشان ندهد، ولى ضرورت جلوگيرى از افزايش فشار عراق به ايران و بازداشتن آن كشور موجب شد تا سياست مقابله به مثل را اتخاذ كند.
سياست مقابله به مثل در خليج فارس از سال ۱۳۶۳ آغاز شد. چنانكه در سال هاى ۶۱ و ۶۲ باوجود حملات عراق به خارك و نفتكش ها (دركل ۳۸ مورد) ايران هيچ واكنشى از خود نشان نداد، تا اين كه از نيمه دوم سال ۱۳۶۲ با انتشار گزارش تحويل هواپيماى «سوپر اتاندارد» به عراق، نگرانى ايران افزايش يافت. در آن زمان نخست وزير وقت مهندس موسوى گفته بود: «اگر خليج فارس براى ايران نا امن شود، براى همه كشورها نا امن خواهد شد.» از اين رو ايران با هدف بازدارندگى، موضوع مسدود كردن تنگه هرمز را مطرح كرد.» امام راحل نيز خطاب به كشورهاى منطقه و كشورهايى كه از نفت استفاده مى كنند هشدار داد دولت ايران با قدرت تنگه هرمز را مسدود مى كند، اما نظر به اين كه ماهيت سياست هاى آشوب طلبانه حزب بعث- به دليل نگرانى از شكست در جنگ- منشأ بحران آفرينى در خليج فارس ارزيابى مى شد لذا از قرار گرفتن در مسير سياست هاى عراق اجتناب شد و به همين دليل ايران در تحليلى كه از اهداف و ماهيت سياست هاى عراق داشت به جاى مسدود كردن تنگه هرمز سياست جديدى را اتخاذ كرد و در ارديبهشت ۶۳ نخستين مقابله به مثل ايران، حمله به نفتكش دشمنى بود. در اين مرحله از اقدام هاى دريايى و هوايى ارتش استفاده مى شد و طبق آمارهاى موجود در مجموع در سال۶۳ عراق به ۵۳ نفتكش ايرانى حمله كرد در حالى كه واكنش ايران حمله به ۱۸ نفتكش عراقى بود.
در تابستان سال۱۳۶۴ عراق موج جديدى از حملات گسترده را به خارك از سر گرفت؛ چنانكه شصت بار حمله هوايى در اين دوره شش ماهه به ثبت رسيد. با اين حملات، نگرانى هاى ايران تشديد شد؛ زيرا علاوه بر خساراتى كه متحمل شده بود سياست مقابله به مثل تأثير چندانى نداشت. در اين مرحله عراق ۳۳ نفتكش و ايران ۱۴ نفتكش را مورد هدف قرار دادند. در نتيجه ايران بازرسى از كشتى ها را در تنگه هرمز آغاز كرد.
ايران براى بار ديگر سياست هاى خود را براى دشمنان اعلام كرد: «روزى كه ما نتوانيم از خليج فارس نفت صادر كنيم، خليج فارس براى هيچ كس نبايد آماده صدور نفت باشد. اگر يك كشتى از ما زده شود، كشتى هاى ديگرى هم زده مى شود، حالا از هر كس مى خواهد باشد.»
در شهريور۱۳۶۴ فرمان امام (ره) براى تشكيل سه نيرو در سپاه نقطه عطفى در گسترش فعاليت هاى سپاه در منطقه خليج فارس بود تا با امكانات كم و با روش هاى جديد و كم هزينه سياست هاى مقابله به مثل را دنبال كند.
در سال۱۳۶۵ سپاه مقابله به مثل را آغاز كرد. در حالى كه عراق به ۶۶ نفتكش حمله كرد. ايران ۴۱ نفتكش را مورد حمله قرار داد. در واقع تعداد حملات در سال۶۴ فقط ۴۷ مورد بود ولى در سال بعد به يكصد و هفت مورد افزايش يافت. علاوه بر اين، سپاه در سال،۶۵با عمليات كربلاى،۳ اسكله العميه را تصرف و عراق را براى مدتى از اين پايگاه دريايى محروم كرد.
در همان سال به موازات حمله به نفتكش ها در مقايسه با سال قبل، قيمت نفت نيز به طور بى سابقه اى كاهش يافت، چنان كه از ۲۶دلار به ۶دلار رسيد. درآمد ارزى ايران در اين سال فقط شش ميليارد دلار بود كه بخش اعظم آن براى ادامه جنگ استفاده مى شد.
حضور آمريكا در خليج فارس
موقعيت نظامى ايران پس از تصرف منطقه فاو، كويت را نگران كرد كه ايران نسبت به حمايت هاى آن كشور از عراق واكنش نشان دهد و در وضعيتى كه ايران پيروزى جديدى در منطقه شرق بصره به دست آورد و عراق مرحله سوم جنگ نفتكش ها را شروع كرده بود دولت كويت در تاريخ سيزده ژانويه۱۹۸۷م (۲۳ دى۱۳۶۵) از سفارت آمريكا خواست تا نفتكش هاى كويت با نصب پرچم آمريكا از حمايت دريايى اين كشور برخوردار شوند. كويت به شوروى نيز درخواست مشابهى داد. ابتدا ايالات متحده واكنش خاصى نسبت به اين خواست نشان نداد، اما وقتى واشنگتن دانست شوروى حاضر شده است پرچم خود را روى يازده كشتى كويتى نصب كند، بلافاصله پذيرفت آن يازده كشتى را زير پرچم خود محافظت كند. از اين رو در تاريخ ۲۱جولاى ۱۹۸۷ (۳۰ تير۱۳۶۶) نخستين پرچم آمريكا بر نفتكش هاى كويتى برافراشته شد و نخستين كاروان (تحت اسكورت) براساس برنامه ريزى زمان بندى شده در ۲۲جولاى (۳۱تير ۶۶) وارد خليج فارس شد. برخورد نفتكش «بريجتون» با مين، پيش درآمد برخوردهاى ميان نيروهاى ايران و آمريكا بود، چنانكه در هشتم اكتبر (شانزده مهر۶۶) بالگردهاى آمريكايى به قايق هاى ايرانى تيراندازى كردند و متقابلاً ايران نيز اعلام كرد در تاريخ ۲۲نوامبر (اول آذر) به چهار فروند بالگرد آمريكا تيراندازى كرده است. آمريكا همچنين سكوهاى نفتى ايران را مورد تهاجم قرار داد.برخى از تحليلگران معتقدند حادثه كشتى «بريجتون» از لحاظ سياسى به ضرر آمريكا تمام شد و اگر ايران اقدام تلافى جويانه انجام مى داد اين ضرر بيشتر مى شد. در هر صورت درگيرى ايران و آمريكا با حملات متقابل ادامه يافت. در اين مرحله، گرچه آمريكا هدفش اسكورت نفتكش ها و تأمين امنيت آمد و شد كشتى ها در خليج فارس بود، ولى آمارها نشان مى دهد دامنه درگيرى ها با گذشت زمان رو به افزايش گذاشت.در حالى كه در سال ۱۹۸۶م (۱۳۶۵) در مجموع به يكصد و يازده هدف دريايى حمله شد، ولى در سال۱۹۸۷م (۱۳۶۶) اين آمار به ۱۷۹ هدف افزايش يافت، كه از اين تعداد ۸۸هدف را عراق و ۹۱ هدف را ايران مورد حمله قرار داد در حالى كه اين آمار در سال قبل، ۶۶هدف از سوى عراق و ۴۵ هدف از سوى ايران بود. علاوه بر اين، انفجار دفتر هواپيمايى «پان امريكن» در كويت و اصابت موشك به بندر الاحمدى كويت نشان داد، حضور آمريكا به دليل اهداف و ماهيت آن، ناامنى بيشترى را به دنبال دارد. بسيارى از ناظران و تحليلگران، رويارويى ايران و آمريكا را نشان دهنده فشار آمريكا و متحدانش براى واداشتن ايران به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و ترك عمليات نظامى و ورود به مرحله سياسى و ديپلماسى عنوان كردند.
سرانجام با تصويب قطعنامه۵۹۸ در تاريخ ۳۰تير ۱۳۶۶ در شوراى امنيت سازمان ملل، روند درگيرى در منطقه خليج فارس در زمستان ۱۳۶۶ روبه كاهش گذاشت. يكى از عوامل مهم در پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران، تغيير استراتژى حمايت مستقيم از صدام، تحت پوشش حفظ صلح و امنيت بين المللى در خليج فارس و جلوگيرى از تبليغات جهانى برضد ايران وجنگ طلب دانستن اين كشور بود.

ارتش جمهورى اسلامى ايران در هشت سال دفاع مقدس

ارتش جمهورى اسلامى ايران در هشت سال دفاع مقدس چاپ ارسال به دوست
29 مهر 1387 ساعت 17:22
با شليك اولين گلوله توپ تانك تى ۷۲ توسط صدام حسين از پادگان بعقوبه در ساعت ۰۰:۱۲ روز ۳۱ شهريور ۱۳۵۹ ارتش عراق هجوم وسيع و از پيش تدارك شده اى را در طول ۱۳۰۰ كيلومتر مرز مشترك به سرزمين مقدس جمهورى اسلامى ايران آغاز نمود تجاوزى كه منجر به يكى از طولانى ترين و ويرانگرترين جنگ هاى تاريخ گرديده و در عين حال يكى از افتخارآميزترين حماسه هاى پرشور ميهن عزيزمان را رقم زد.
جنگى كه قريب ۸ سال بر دوش مردم قهرمان ايران سنگينى كرد و هنوز هم آثار و تبعات ناشى از آن محو نشده است.
گرچه اين جنگ خونبار تلفات و ضايعات فراوانى براى ملت و مملكت اسلاميمان به بار آورد ليكن برخلاف جنگ هاى گذشته نه تنها قسمتى از سرزمين مقدس ما منتزع نگرديد بلكه ملت ما هيچگونه قرارداد ذلت بار و يا عذرخواهانه اى را نپذيرفت.
بديهى است اين همه مرهون و مديون رشادت ها و ايثارگرى هاى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران اعم از ارتش، سپاه و جهادگران و بالاخره ملت رشيد ايران در سايه تدبير و تدبر سازش ناپذير رهبرى جمهورى اسلامى و همگان در پرتو توجهات ذاتى بزرگ خداوندگارى ميسر گرديد.
ارتش بعث عراق زمانى حمله ناجوانمردانه خود را به كشور جمهورى اسلامى آغاز نمود كه نظام نوپاى انقلابى به شدت با مشكلات عديده اى درگير بوده و ارتش نيز كه خود در متن اين وقايع قرار داشت در شرايط نامساعد به تنظيم امور به هم ريخته خود مشغول بود.
صدام حسين در كنفرانس سران عرب در طايفه عربستان (مردادماه ۵۹) چنين عنان كرده بود:
«اوضاع براى توسعه مرزهاى عراق و تغيير وضعيت ژئوپولتيكى آن كشور كاملاً مساعد است، ارتش ايران فاقد هرگونه توانايى براى مقابله با ارتش عراق بوده و لذا حمله ما به ايران بيش از يك تفريح نظامى براى ارتش قدر عراق نيست.»
حال به منظور تجسم هرچه بهتر نقش نيروى زمينى در هشت سال دفاع مقدس لازم به نظر مى رسد كه در آغاز مرورى بر روند عمومى نيروى زمينى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى داشته به طور كلى با ساختار واقعى آن به هنگام آغاز عمليات تهاجمى دشمن آشنا شويم، لذا در اين جهت مطالب مورد نظر در سه بخش به شرح زير خلاصه مى شوند:
۱- نيروى زمينى قبل از آغاز جنگ
۲- نيروى زمينى هنگام شروع جنگ
۳- نيروى زمينى در طول جنگ و نقش اساسى آن

* بخش يكم: نيروى زمينى قبل از آغاز جنگ

نيروى زمينى قبل از انقلاب و آغاز جنگ داراى سه لشكر پياده، سه لشكر زرهى، يك تيپ پياده مستقل، يك تيپ هوابرد، ناوگان هوانيروز، سه گروه توپخانه و دو گروه مهندسى رزمى بوده كه داراى آموزش، انضباط و تجهيزات مطلوب و كارآمد بود. از آن جا كه رژيم گذشته سوداى ژاندارمى منطقه را در سر مى پروراند، براى وصول بدين منظور از تلاش براى داشتن ارتشى نيرومند و قدر از هيچ اقدامى كوتاهى نكرد و لذا در زمينه سازماندهى، آموزش و تجهيزات و توسعه فروگذار نمى كرد.
رژيم گذشته به عنوان ابزارى براى حفظ حيات خود، احساسات وطن پرستى و ايران دوستى را در ارتش تبليغ نموده، زيركانه خود را نماد و مظهر چنين ناسيوناليستى قلمداد مى كرد. صيانت از حكومت سلطنتى نيز در كنار حراست از سرزمين و امنيت ملى كشور جزء وظيفه و مأموريت ارتش به حساب مى آمد و لذا يكى از ويژگى هاى ارتش نيز علايق تند وطن پرستانه بود.
از طرفى افسران و درجه داران ارتش و به ويژه نيروى زمينى از ميان جوانان با استعداد طبقات متوسط و مستضعف جامعه بوده كه به خاطر موقعيت اجتماعى نسبتاً خوب ارتش در مقايسه با ساير مشاغل ادارى يا آزاد جذب اين سازمان مى شدند.
سربازان وظيفه كه عموماً ۶۰درصد استعداد نيروى زمينى را تشكيل مى دادند از عامه مردم و اكثراً روستاييان بودند. اقشار سه گانه فوق با توجه به حوزه وظايف و مسووليت خود تحت تعليم و تربيت نظامى قرار گرفته و افرادى وطن خواه و وظيفه شناس بار مى آمدند، اما به رغم تلاش رژيم براى وابسته كردن اين نيروها به خود، به دليل علايق و رشته هاى ناگسستنى فرهنگى، خانوادگى و مذهبى، بيشتر به عمق جامعه پيوند خورده و خواست ها و تمايلات اكثريت را داشته اند تا پيوستگى و وابستگى به اقليت حاكم.
همين علايق و وابستگى ها بود كه با مشاهده بعضى از نارسايى ها و مفاسد اجتماعى كه عيان مى شد، افسران و درجه داران روشنفكر نسبت به مشروعيت و مقبوليت رژيم و خانواده سلطنتى دچار شك و ترديد گرديده، رگه هايى از بدبينى در آن ها شكل مى گرفت، به همين جهت ملاحظه مى كنيم كه با افروخته شدن آتش انقلاب و اوج گيرى احساسات و حركت مردم عليه رژيم بدنه ارتش به سمت انقلاب متمايل گرديد.
اين اعتقاد وجود داشت كه با جايگزينى يك حكومت مردمى مترقى به جاى رژيم فرسوده موروثى، پيشرفت و توسعه كشور شدت يافته، با خشكانيده شدن ريشه هاى ظلم و فساد و اسراف و تبذير، درآمد ملى صرفاً در مسير تعالى و پيشرفت كشور به كلى خواهد رفت. و به اين دليل مقابله ارتش به ويژه نيروى زمينى با انقلاب و انقلابيون به تأييد بسيارى از دست اندركاران مقابله اى ضعيف و بى اثر بود. در واقع اين نوع برخورد كه براى مردم ناباورانه و غيرمنتظره بود، روند حركت انقلابى را به سوى پيروزى سرعت بخشيد.
ايستادگى سست نيروى زمينى، سازمان آموزش ديده و مجهزى كه سخت وابسته به رژيم متصور مى شد، در مقابل حركات انقلابى در تاريخ انقلاب هاى جهان بى سابقه است. و هيچ حكومتى را نمى توان يافت كه بازوى مسلح آن تا اين حد در مقابله با انقلاب از خود خويشتن دارى نشان داده باشد.
اصولاً نيروهاى نظامى يك كشور آن هم از نوع جهان سوم كه اهرم و بازوى مسلح قانونى براى اعمال خشونت در تأمين امنيت ملى به شمار مى آيند بنا به فرمان حكومت آن كشور در مقابله با تحريكات داخلى بدون توجه به ماهيت آن وارد عمل مى شوند اما ارتش و به ويژه نيروى زمينى ايران با توجه به بافت مردمى خود و حس وطن دوستى و علاوه بر آن هدايت بسيار هوشمندانه رهبر كبير انقلاب، هيچگاه به رفتار خشونت آميز در مواجهه با حركت و جنبش انقلاب اسلامى مردم دست نزد!
اما با پيروزى انقلاب اسلامى و برپايى حكومت جمهورى اسلامى، حكومت نوپا و تازه تشكيل انقلابى همانند تمام انقلاب هاى جهان درگير مشكلات و گرفتارى هاى متعدد بيرونى و درونى گرديد. ارتش نيز كه دقيقاً در مركز اين بحران ها قرار داشت مستثنى نبود شعار انحلال ارتش از سويى و تبليغ جهت ايجاد ارتش بى طبقه توحيدى! از سوى ديگر و نيز وارد كردن اتهامات ناروا كه بعضاً توسط دشمنان دوست نما به اين سازمان ارزشمند وارد مى شد، فرماندهان و پرسنل را كه انتظارى غير از اين داشتند، دچار پريشانى فكرى نموده و به چاره جويى و انديشه رهايى از اين كابوس انداخت!
- نقل و انتقال بى رويه پرسنل و عموماً به دلخواه آنان كه ناشى از نتيجه گيرى ذهنى آن ها بود، سيستم پرسنلى را دچار ركود ساخت.
-تخريب و فرسوده شدن قسمتى از تجهيزات به دليل رها شدن مسووليت از مسوولان رده هاى مختلف، باعث ناكارآمد شدن آنان شد.
- كم كارى و جو آنارشيسم و هرج و مرج خدمتى، يگان ها را با آموزش بيگانه ساخت.
- اوج گيرى اغتشاشات در گنبد و خوزستان و كردستان به غارت رفتن قسمتى از تجهيزات بعضى از پادگان ها استعداد لجستيكى يگان هاى نيروى زمينى را كاهش داد.
- دخالت بى مورد بعضى از گروه هاى به ظاهر انقلابى اما مغرض و فرصت طلب باعث ركود در تجديد سازمان  يگان ها گرديد.
خلاصه اين كه مجموعه عوامل فوق سيستم فرماندهى را دچار سردرگمى نموده و در نتيجه نيروى زمينى را به سرعت به طرف سقوط هدايت مى نمود.
در اوايل سال ۱۳۵۸ امام راحل (ره) ضمن دريافت شرايط، با صدور اعلاميه تاريخى خود مشروعيت ارتش را مورد تأكيد قرار داده و اعلام داشتند كه ارتش مورد حمايت رهبر بوده و ارتش جمهورى اسلامى ايران ارتشى اسلامى و متعلق به مردم ايران است با اين حمايت به موقع روح تازه اى در كالبد نيمه جان نيروى زمينى دميده شد.
فرماندهان به تدريج خود را بازيافته و به تقويت نظم در حال احتضار يگان هاى خود پرداختند.

* نيروى زمينى هنگام شروع جنگ
به رغم شرايط بحرانى و خردكننده اى كه نيروى زمينى با آن مواجه بود به محض بلند شدن نغمه شوم تفرق، با اعتقاد به اهداف انقلاب و علايق ميهن دوستانه، به منظور جلوگيرى از تجزيه كشور و تامين امنيت ملى مردانه پا در ركاب كرده و وارد ميدان شد. هنوز يك ماه از پيروزى انقلاب نگذشته بود كه نيروى زمينى در جبهه اى گسترده در شمال غرب كشور با مدعيان دروغين وارد نبرد گرديد.
بررسى تاريخ انقلاب ها در جهان نشان مى دهد كه انقلابيون چه در روند شكل گيرى انقلاب و براندازى رژيم حاكم و چه پس از كسب پيروزى و برپايى يك نظام جديد، تا مدت ها ناگزير از مقابله و درگيرى با عناصر نيروهاى مسلح وابسته به رژيم سابق بوده اند كه يا مستقيماً و يا در كنار ساير گروه هاى ضد انقلاب به ستيز و رويارويى با انقلاب برخاسته اند.
اما بدنه مردمى ارتش ايران يكى از استثنايى ترين وضعيت ها را در تاريخ انقلاب هاى جهان به وجود آورد، بدين معنى كه نيروى زمينى به جاى رودررو قرار گرفتن با انقلاب، به دفاع از آن و مقابله با تجزيه طلبان داخلى و متجاوزان خارجى برخاست و نيروهاى مردمى را كه حفظ و حراست از دستاوردهاى انقلاب را بر خود واجب دانسته و به صحنه هاى پيكار شتافته بودند، در كنار خود گرفت.
استعمار جهانى به منظور خنثى نمودن انقلاب و به زانو در آوردن حكومت نو پاى انقلاب، يكى از مزدوران منطقه را كه داعيه زعامت منطقه و رهبريت جهان عرب را در سر مى پروراند و در عين حال عقده هاى گشوده نشده اى از ملت ايرانى در دل داشت، وادار نمود تا از طريق لشكركشى نظامى، جمهورى اسلامى ايران را با شكست مواجه ساخته و كماكان منافع از دست رفته زورگويان را در منطقه احيا نمايد لذا با به صدا در آمدن طبل ناخوشايند جنگ كه توسط صدام حسين در طول ۱۳۰۰ كيلومتر مرز مشتركمان آغاز شد، نيروى زمينى كه بيش از نيمى از توان رزمى خود را در مناطق آشوب زده آذربايجان غربى و كردستان به كار گرفته بود با سرعت و دلاورانه به مقابله با متجاوز شتافت و در بحبوحه بحران و شرايط ناكارآمد سيستم فرماندهى و كنترل، با استفاده از امكانات باقى مانده به بازسازى خود و تقويت جبهه ها برخاست.
اظهار پشتيبانى رهبرى و فرماندهى كل قوا قوت طلبى براى فرماندهان و پرسنل دلسوز بود لذا فرماندهان خود را باز يافته، يگان ها با مقدورات پرسنلى و تجهيزاتى موجود كه البته در سطح نازلى هم بود يكى پس از ديگرى همگان و همراه جوانان انقلابى چون سيلى خروشان به سوى جبهه ها سرازير شدند. در اين زمان نيروى زمينى علاوه بر بازسازى سازمان به هم ريخته خود و تلاش در ترميم سيستم هاى مختلف و بالاخص سيستم فرماندهى و كنترل، مسووليت آموزش و تجهيز مردم انقلابى را بر عهده گرفت و با استفاده از مساجد، تكايا، مدارس و موسسات دولتى آماده نمودن جوانان انقلابى و مردمى را كه آماده دفاع از انقلاب خود بودند با شدت و جديت هرچه بيشتر آغاز نمود.

* بخش سوم نيروى زمينى در طول جنگ و نقش اساسى آن
با آغاز تجاوز همان گونه كه قبلاً مطرح گرديد نيروى زمينى ضمن بازسازى سريع و انجام مقابله با عمليات اخلالگرانه گروه هاى خود فروخته كه در مناطق شرق و غرب ايجاد تشنج مى نمودند، با انجام يك تجزيه و تحليل سريع وضعيت، سه اقدام اساسى را به شرح مندرج در ذيل مدنظر قرار داد:
۱- سد كردن پيشروى دشمن در سرتا سر مرز مورد تجاوز
۲- تثبيت دشمن در مواضع اشغالى
۳- درگيرى قاطع و انهدام متجاوز و سرانجام تامين مرز كشور جمهورى اسلامى ايران
بدين ترتيب همزمان نيروى زمينى ضمن ايفاى نقش موثر در آموزش منظم و پيگير كليه داوطلبين جنگ و تجهيز آنان با استفاده از مقدورات لجستيكى خود، به منظور متوقف ساختن سيل پيشروى دشمن كه با يگان هاى مجهز و آموزش ديده شروع شده بود ،با تجديد سازمان يگان هاى تابعه و كمك و همراهى نيروهاى داوطلب آموزش ديده و استعانت از خداوند بزرگ توانست ضمن گسترش در منطقه و مقابله با نيروى متجاوز، پيشروى او را كند و سرانجام او را وادار به توقف نمايد.
نمونه اين عمليات ها عبارتند از:
پدافند تيپ ۳ زرهى لشكر۸۱ زرهى در مقابل هجوم دشمن در منطقه قصرشيرين و سر پل ذهاب(تاريخ شروع ۳۱ شهريور ماه ۵۹) كه البته باعث كندى حركت مهاجم به سوى شهرهاى خسروى و قصر شيرين گرديد. پدافند تيپ ۲ زرهى لشكر ۹۲ زرهى، گروه هاى رزمى ۳۷ شيراز، گروه رزمى ۱۳۸ پياده و گروه رزمى ۱۴۱ پياده در منطقه كرخه (عمليات تاخيرى) كه در اين عمليات توان پيشروى دشمن را از خط مرزى تا كرانه غربى رودخانه كرخه به عمق ۵۰ كيلومتر و به مدت ۶ روز به تاخير اندازد. (تاريخ شروع ۳۱ شهريور ۵۹ تا پايان ۶ مهر ۵۱)، پدافند تيپ ۳ زرهى لشكر ۹۲ زرهى در منطقه الله اكبر (تاريخ شروع ۳۱/۶/۵۹)، پدافند تيپ ۱ لشكر ۹۲ زرهى در منطقه حسينيه (تاريخ ۱ مهرماه الى ۳ مهرماه ۵۹) پدافند يگان هاى لشكر ۲۱ حمزه در برابر تك دشمن در منطقه شوش (تاريخ شروع اول مهر ماه ۵۹) پدافند يگان هاى لشكر ۹۲ زرهى (گردان ۱۵۱ اثر، گردان ۲۳۲ تانك و عناصرى از يگان هاى ژاجا)
در شلمچه و خرمشهر (تاريخ ۱ مهرماه تا ۲ مهرماه ۵۹) پدافند يگان هاى لشكر ۸۱ زرهى و تيپ ۸۴ پياده در منطقه ميمك و مهران (تاريخ دو مهرماه تا ۴ مهرماه ۵۹)، پدافند يگان هاى تيپ ۲ لشكر ۸۱ زرهى و تيپ ۳ لشكر ۸۱ زرهى در مقابله با هجوم دشمن در مناطق سومار و گيلان غرب (تاريخ ۳ مهرماه تا ۵ مهرماه ۵۹ و ۴ مهرماه تا ۶ مهرماه ۵۹) و عمليات...

ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان